نظر علي الطالقاني
527
كاشف الأسرار ( فارسى )
ياد گرفت . چگونه ما جان را فداى چنين بزرگواران نكنيم و از مدح و ثناى ايشان غافل شويم كه يك آن از ياد ما غافل نبودند و ما را بر خود ترجيح مىدادند و حضرت امير ( ع ) با فاطمه و حسنين ( ع ) و فضّه سه روز روزه گرفتند و به آن زحمت افطار فراهم آورند و هر سه شب هر چه داشتند به مسكين و يتيم و اسير دادند ، حتى در وقت رحلت از دنيا و وقت شهادت به فكر ما بودند و در قيامت نيز به فكر ما هستند . حقيقت پيشواى خلق اين است ، چنين شخصى امير المؤمنين است . و غير چهارده معصوم صلوات اللّه عليهم اجمعين كيست كه قابل وجوب معرفت و وجوب اطاعت باشد و به غناى خدا مستغنى باشد و متخلّق به اخلاق اللّه باشد و خود محتاج به دنيا و اهل دنيا نباشد ، تا دست بيعت به او بدهيم و نام او را عارف يا و اصل يا باب يا شيخ يا ركن رابع يا صوفى يا غير اينها بگذاريم و شكوك و شبهات خود را در خدمت ايشان رفع و دفع نمائيم ؟ و اللّه اگر چنين كسى پيدا شود كمينه غلام او منم تا جان در تنم . هيهات ثم هيهات . باز خدا زياد كند امثال مجتهدين و فقها را كه پا از اندازهء خود بيرون نگذاشتهاند و سر تا پا خود را قاصر و مقصّر و جاهل و نادان و خطا كار مىدانند و خود را راوى و نامه خوان و رسالت رسان معصوم ( ع ) مىدانند و معرفت خودشان را مقدّمه عمل و خدمت و طاعت خدا و معصوم مىدانند . تحقيق بدان كه فرق بسيار است ميان غافل و ملتفت ، به قدرى كه اندازه ندارد . زيرا كه اگر كسى اقرار به خدا و رسول داشته باشد و شهادتين بگويد و از همه چيز غافل باشد و ملتفت چيز ديگر نباشد از امامت يا معاد يا ضروريات ديگر ، تا در حق او صادق آيد كه مقرّ است يا منكر ، دوست است يا دشمن ، البتّه او مسلمان است و بعيد نيست كه ناجى باشد و مستحق بهشت و داخل مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ 131 و محتاج به تكليف ديگر در قيامت نباشد . نظير اشخاصى كه قبل از نص بر خلافت امير المؤمنين ( ع ) ، پيش از دو فرقه شدن امت به شيعه و سنّى ، از دنيا رفتند . امّا پس از آن كه ملتفت شد و به گوش او برخورد لا بد به حسب قلب و باطن نسبت به اشخاص يا محبّ و دوست است يا مبغض و دشمن ، يا نه اين است و نه آن بلكه خالى از تعصّب و عناد است . مثل حالت فرنگى نسبت به امير المؤمنين و دشمنان او ، كه چون شنيدند ، تا داخل در اسلام نشدهاند در نظر ايشان